- حاج‌آقا، حاج‌آقا … من از فرمانیه اومدم این‌جا غذای هیأت بخورم.

- آبجی من خودم از سعادت‌آباد پا شدم اومدم، تازه ننه‌مم مریضه.

حاج‌آقا [با لبخند یه آدم امیدوار]: دعوا نکنین، به همه‌تون می رسه. فقط هُل ندین.